أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

240

قانون ( فارسى )

شش مثقال ، بزر كرفس كوهى مكدونى شش مثقال ، مصطكى ، صمغ درخت بنه ، زنجبيل و گياه پنج برگ از هريك شش مثقال ، ماشدار و چهار مثقال ، ميعه سايله چهار مثقال ، مو - كه گياهى است - چهار مثقال ، هل چهار مثقال ، سنبل رومى چهار مثقال ، گل مهرزده چهار مثقال ، بلسكى و كمادريوس ( بلوط زمينى ) هريك چهار مثقال ، برگ ساذج هندى چهار مثقال ، سوختهء زاج زرد ، كوشاد رومى ، رازيانهء شامى ، افشرهء بيخ و ريشهء شنگ ، دانهء ثمر بلسان ، صمغ عربى ، بزر رازيانه ، كراويا ( شاه‌زيره ) ، كاشم رومى ، اقاقيا ، تخم ترتيزك سفيد ، هزارچشم ، ننه حوا ، سكبينه و گند بيدستر از هريك چهار مثقال ، زراوند دراز ، تخم زردك بيابانى ، قير يهود ، گاو شير ، لوفاى باريك و بارزد از هريك دو مثقال . به همان دستور كه گفتيم كوبيده و بيخته با عسل سرشته شوند . 4 - قرص ماران مارها را در روزهاى آخر بهار و سرآغاز تابستان شكار مىكنند و اگر بهار پر بارش و سرد هوا باشد منتظر مىمانند تا تابستان مىآيد . مارى كه براى ساختن قرص ماران به كار مىآيد بايد مارى باشد كه سرش به پهنا بزند ( پهن باشد ) و بويژه در نزديكى گردن پهنى سر شروع شود و گردنش بسيار باريك و دمش كوتاه باشد . در خزيدن صداى خزيدن و آواز سوت و فوتش شنيده شود . رنگش خرمايى و مادينه باشد . مادينه را از نر مىتوان از دندانهاى نيش شناخت ؛ نر در هر طرف از دهانش فقط يك دندان نيش هست امّا ماده مار در هر طرف بيشتر از يك دندان نيش دارد . مار نبايد شاخدار باشد ، نبايد سفيد و سياه باشد ، نبايد داراى خالهاى ريز سفيد و سياه باشد و به سفيدى بزند . نبايد مار را در سرزمين شوره‌زار مرطوب ، در كنار رودخانه‌ها و در جاى نمناك دره‌ها ، در كنار دريا ، در جنگلها و ميان درختان شكار كرد . در ميان درختان جنگلى مارهاى بلوطى پليد و خطرناكى هستند كه آنها را تشنگىآور گويند . بايد در جايى مار مورد نياز دارويى را شكار كرد كه از زمينهاى نمناك دور باشد . بايد مارى را شكار كرد كه بسيار تند حركت و سريع باشد . وقتى در راه مىخزد سرش را بلند نگاه دارد . مار تنبل و كندرو به درد دارو نمىخورد . تا ممكن است نبايد همين‌كه مار شكار شد كار را به تأخيراندازى ، بىدرنگ و هرچه زودتر از طرف سر و دم چهار انگشت برهم نهاده را قطع كن . اگر خون زياد از آن رفت و در حال مرگ بسيار حركت كرد و به تكاپو افتاد و دير جان سپرد ، سزاوار داروسازان و بسيار خوب است . امّا اگر خونش كم جارى شد ، حركات مذبوحانه‌اش كم بود و زود مرد ، به كار نمىآيد . يكى از شرايط مار سزاوار داروسازى علاوه بر چست و چالاكى در حركت كردن آن است كه جسورانه نگاه كند و جاى بيرون دادن مدفوعش در منتهاى دمش باشد . هرگاه مار مرد و از حركت افتاد ، شكمش را بدر و احشائش را بيرون آور و دور بريز ! بويژه مواظب باش كه زهره‌اش را كاملا پاك كنى و هيچ بقيه‌اى از آن نماند . آنگاه بقيه را با آب و نمك بسيار خوب و با دقت بشوى . بعد از آن آب را وسيلهء نمك شور كن و مار را در آن نمكاب بپز ! اگر